گنج

غزل شمارهٔ ۸۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: المناست۵ بیت
درد نایافت ز بی دردی اقبال من استور نه مقصود من افتاده به دنبال من است
با قضا سینه ی من صاف نگردد هرگزشکوه ی من همه از جانب اهمال من است
هرگز از محنت ایام نبودم آزادفتنه همزاد من و حادثه هم سال من است
آستینی که دو عالم بت و زنار در اوستگر به معنی نگری نامه ی اعمال من است
عرفی اصلاح پریشانی ام از یاد ببرکانچه ادبار بود پیش من، اقبال من است