غزل شمارهٔ ۵۳۰
ای گریه، خون دل به کنار هوس مکنگلبرگ باغ قدس به دامان خس مکن
یک ره به کعبه داری و صد ره به سومناتباریک شارعیست، نگه باز پس مکن
صد شاهباز گرسنه پرواز می کنندای کبک پر شکسته کنار از قفس مکن
این دشت لاله زار فریب است، زینهارخضری بجو، گوش به بانگ جرس مکن
فریاد ناسرشته به خون کی دهد اثرآزار دل مجوی و عذاب نفس مکن