غزل شمارهٔ ۵۲
دورم از کوی تو، جا در زیر خاکم بهتر استزندگی تلخ است با حرمان، هلاکم بهتر است
من که مجروح خمارم مرهم راحت چه سودجای مرهم بر جراحت برگ تاکم بهتر است
گر بکشتی از فراقم، سوختی، منت منهمن که در دوزخ به زندان، هلاکم بهتر است
ره به امیدم مده عرفی که بی باکم بسیمن صلاح خویش دانم، ترسناکم بهتر است