گنج

غزل شمارهٔ ۵۱۲

باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنموز برای چهره سودن، خاک پایی خوش کنم
باز می خواهم که چون بلبل ز شوق نو گلیاز ترنم های درد افزا نوایی خوش کنم
باز می خواهم که دل در دست و جان در آستیندر میان دلبران افتم، بلایی خوش کنم
باز می خواهم که بنشینم به راه وعده ایخاطر خود را به هر آواز پایی خوش کنم
باز می خواهم که در راه وفا یک دل شومتا به کی هر دم دل خود را ز جایی خوش کنم
باز می خواهم که بر خیزم ز بزم عافیتهمچو عرفی گوشهٔ محنت سرایی خوش کنم