گنج

غزل شمارهٔ ۳۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اغدلماریخت۷ بیت
صد چشمه ی زهر از لب داغ دل ما ریختغم روغن تلخی به چراغ دل ما ریخت
ساقی چو می عشق تو می کرد به ساغرهر صاف که آید به ایاغ دل ما ریخت
هر گرد ملالی که برفتند ز دل هاعشقت همه بر روی فراغ دل ما ریخت
فریاد که هر دل که به دیوار غم اوبر کوفت سری چون ز دماغ دل ما ریخت
آبی که بنوشید خضر، وه، که ز مژگاندر بادیه غم به سراغ دل ما ریخت
این گریه که برگشت به دل از ره دیدهصد دانه ی الماس به داغ دل ما ریخت
عرفی جگر افشان نبود ناله ی هر دلاین برگ ز گلدسته ی باغ دل ما ریخت