گنج

غزل شمارهٔ ۳۳۰

قافیه: اچهکند۶ بیت
به جان خسته ندانیم که آن بلا چه کندعنان به دشمن جان داده ایم تا چه کند
به دوستان نظرش نیست، مهر دشمن بسکسی که دشمن مهر است، دوست را چه کند
تبسم تو که ناسور را بود مرهمبه سینه نیش زند، نیش غمره را چه کند
هزار گونه مراد محال می طلبیتو خود بگو، که اجابت به این دعا چه کند
مجو سعادت طالع، که فرصت رفتچو سر بریده شود، سایهٔ هما را چه کند
بگو وفا نکند دوست با منش، عرفینمی شود به وفا آشنا، وفا چه کند