گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۴

قافیه: اختننیرزد۵ بیت
به جهان چه کار سازم، که به ساختن نیرزدبه کدام ملک تازم، که به تاختن نیرزد
ز سماع هر دو عالم، چه ستانم و چه یابمکه به یافتن نشاید، به شناختن نیرزد
نه تو مرد دلنوازی، نه دل آن قدر که شایدکه گر از نوا بیفتد، به نواختن نیرزد
همه قلب را چه سوزی، بگداز سیم قلبیکه برای سیم خالص، به گداختن نیرزد
به کرشمهٔ تو، عرفی، دل و دین بباخت، لیکننه چنان دلی و دینی، که به باختن نیرزد