گنج

غزل شمارهٔ ۳۱۱

قافیه: وکند۶ بیت
آنجا که بخت بد به تقاضا غلو کندکاری که یأس هم نکند، آرزو کند
بسا دانه های مهر فشاندیم و خاک شدتا ریشه در زمین که فرو کند
طالب به کام می رسد ار سعی کامل استبازش مدار اگر جست و جو کند
داروی عیسی به قدح داشتم ولیمشفق نداشتم که مرا در گلو کند
غسل شهید عشق به آتش سزد نه آبچون شعله را به آب کسی شست و شو کند
این بی غمی که با دل عرفی سرشته اندپر صبر بایدش که به درد تو خو کند