گنج

غزل شمارهٔ ۲۹۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: وشد۵ بیت
به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشدبه روی گرم تو ساقی، که خون توبه نجوشد
بهای گوهر یوسف، کسی خود او نشناسدهمان به است که او را کسی به او نفروشد
کسی به بندگی آرد، که در شمایل طاعتدر بهشت ببندد و به روی خویش نپوشد
غبار کوچهٔ راحت به دامنش ننشیندلباس درد تو بر هر که روزگار بپوشد
نگویمت که مزن تیغ جور بر دل عرفیرضا بده که پس از مرگ در لحد بخروشد