گنج

غزل شمارهٔ ۲۴۱

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ستگیرد۵ بیت
چون سنگ وفا به دست گیردبس شیشهٔ دل شکست گیرد
بد مست شدم ، مگو که واعظآهنگ ترانه پست گیرد
از محتسب آمد این که در خلدمستم ز می الست گیرد
ما را چه زیان که بهر خود شیخآن نامه که نیست هست گیرد
می داغ شود دمی که عرفیپیمانهٔ خود به دست گیرد