غزل شمارهٔ ۲۰۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یرمیشوند۶ بیت
دل خستگان که بستهٔ تدبیر می شوندوارسته از کمند به زنجیر می شوند
برگی ز بوستان خرابی نچیده اندجمعی که سایه گستر و تعمیر می شوند
این ناوک از کمان که آید که هر طرفصید افکنان نشانهٔ این تیر می شوند
این فتنه از کجاست که مستان شیرگیرگردن نهند و بستهٔ زنجیر می شوند
این شاهباز کیست که در صیدگاه اومرغان بال بسته هواگیر می شوند
عرفی چه حالت است که در شهر بخت مانازاده کودکان به رحم پیر می شوند