گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۴

قافیه: سمیگردد۵ بیت
عصمت از لعل لبت گرد هوس می گرددفتنه مفروش که سیمرغ مگس می گردد
در بهاران همه کس همدم مرغ چمن انددل من هم نفس مرغ قفس می گردد
ناله ای می کشم از درد تو گاهی، لیکنتا به لب می رسد، از ضعف نفس می گردد
بندهء عشقم و آیین دیارش، کانجادر به در شعله به دنبالهٔ خس می گردد
از قبول است، نه از حیله، که عرفی همه شب می کشد باده و همراه عسس می گردد