غزل شمارهٔ ۱۷۰
چون عشق بت ز کعبه به دیرم حواله کردتسبیح شکر گو شد و ناقوس ناله کرد
بر آستان دیر نهادیم روی گرمهر ذره صد معامله با روی لاله کرد
آب حیات چون طلبد کس، که بخت مااین زهر هم به خون جگر در پیاله کرد
مجموعه ساز عشق الم نامه ی مرانا خوانده برد، خاتمه ی صد رساله کرد
تیغی که تافت رو ز جگر گوشه ی خلیلامروز عشق بر سر عرفی حواله کرد