گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۹

گلچین عشق شو به خرد واگذار بحثتا باغ ذوق را نکند خار زار بحث
انصاف ذوق را طرف بحث خویش داراز خلوت ضمیر به مجلس میار بحث
زان قال را ز انجمن حال رانده اندکز روی خاموشی نشود شرمسار بحث
در بحر علم گرچه سزاوار رهبری استکشتی شبهه را نبرد به کنار بحث
سیلاب فتنه خانه ی دین را خراب کرداز بس که بر عقیده بود فتنه بار بحث
بیم است که از مباحث عامی شود حکیم از بس که شبهه می نهدش در کنار بحث
سعی غرور بین که به نزد مباحثانمطلب تمام گشت و همان برقرار بحث
بگذر ز کسب علم که آلوده کرده اندهر مطلب تمام به چندین هزار بحث
عرفی غریب تیز زبان نیست، هان فقیهبستان پیاله ای و مکن اندر خمار بحث