گنج

غزل شمارهٔ ۱۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رچهکارمرا۷ بیت
به زهر تشنه لبم با شکر چه کار مرادراز باد شبم با سحر چه کار مرا
مرا نشاط تماشا بس از بهشت وصال به قیمت کم و بیش ثمر چه کار مرا
ز بهر کاوش دل اهل درد نیش طلبمن و نگاه تو، با نیشتر چه کار مرا
مرا فریب دهد ناله ای و به غم گویدز من ترانه شنو با اثر چه کار مرا
ز ناز شربت کوثر نمی چشیدم، آهبه آتش دل داغ جگر چه کار مرا
من و شکستن افغان به سینه در شب غمبه نغمه سنجی مرغ سحر چه کار مرا
چرا ز غرفی جانباز سر نمی طلبیفدای تیغ تو جانم، به سر چه کار مرا