گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ریهست۶ بیت
گر نخل وفا بر ندهد چشم تری هستتا ریشه در آب است امید ثمری هست
هر چند رسد آیت یاس از در و دیوار بر بام و در دوست پریشان نظری هست
منکر نشوی گر به غلط دم زنم از عشقاین نشأ مرا گر نبود با دگری هست
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبلدر دامنش آویز که با وی خبری هست
هرگز قدم غم ز دلم دور نبودستشادیست که او را سر و برگ سفری هست
تا گفت خموشی به تو راز دل عرفیدانست که از ناصیه غمازتری هست