گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ستهست۶ بیت
رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هستبی وفا تنهاست وارد، رنجش بی جاست، هست
ای که گویی با اسیران شیوه های او چه هاستناز مست و عشوه مست و هر جه آزادست هست
حال ما آن نازنین گرچه بداند نیست، لیکهر قدر گویند مستغنی و بی پرواست، هست
چو فروزی عالمی را، وه چه کم داری ز حسنچهره ی زیباست، داری، قامت رعناست، هست
درد او در سینه می ماند، چه غم گر جان برد آن چه ما را باعث آن آرمیدن هاست، هست
عرفی از بزمت اگر زاری کند بی وجه نیستناله ی بی اختیار و گریه ی بی جاست، هست