گنج

شمارهٔ ۵۲ - ذکر مفاخر خان خانان

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انی۶ بیت
بیا که با دلم آن می‌کند پریشانیکه غمزه تو نکردست با مسلمانی
زدیده رفتی و مردم همان نفس ، فریادکه بی تو مردم وآنگه چنین بآسانی
کسی که تشنه لب ناز توست میداندکه موج آب حیات است چین پیشانی
نهشت غمزه اسلام دشمنت که دو روزمحبت تو کنم جمع با مسلمانی
ترحمی نکند حسن بر دلم ، گوئیکه در زمانه یوسف نبود زندانی
که گفت مطلع دیگر چنین نیاری گفتکه تازه سازد از این مطلع‌آفرین خوانی