شمارهٔ ۶ - ایضا در مدح همو
ای جوانبخت وزیری که کند افسر سرخاک پایت چو بدین گنبد خضرا برسد
جان هر خسته ز لطف تو دوا کسب کنددل هرکس ز عطایت به تمنی برسد
ملک را چون تو عمیدی چو خدا روزی کردرکن اسلام ز نام تو به اعلی برسد
خسروا بنده عبید از کرمت دارد چشمکش ز یمن نظرت کار به بالا برسد
گر بود مصلحت احوال دعاگو با شاهعرضه فرمای چو رایات به بیضا برسد
بیتکی چند ز اشعار کسان داردم یادیک دو زان شاید اگر زانکه به آنها برسد
«آنکه او هست در این دور به نانی خرسندحرص گیرد چو بدین حضرت والا برسد»
آری از چاه به جز آب تمنی نکندبار گوهر طلبد هرکه به دریا برسد
تا ابد کامروا باشد که خصمت گر خودنظری باز کند مرگ مفاجا برسد
مدت عمر تو چندانکه پیاپی صد بارجرم خورشید جهانگرد به جوزا برسد