گنج

شمارهٔ ۷ - در یاس از خلق و توکل به خدا

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اربگشاید۵ بیت
نماند هیچ کریمی که پای خاطر منز بند حادثهٔ روزگار بگشاید
خیال بود مرا کان غرض که مقصود استحصول آن غرض از شهریار بگشاید
بدان هوس بر سلطان کامران رفتمکه از عطای ویم کار و بار بگشاید
ز پیش شاه و وزیرم دری گشاده نشدمگر ز غیب دری کردگار بگشاید
عبید حاجت از آن در طلب که رحمت اواگر ببندد یک در هزار بگشاید