گنج

غزل شمارهٔ ۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یرمرا۶ بیت
میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرادوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا
من دیوانه نه آنم که نصیحت شنومپند پیرانه مده گو پدر پیر مرا
منم و نالهٔ شبگیر بدین سان که منمکی به فریاد رسد نالهٔ شبگیر مرا
صنما عشق تو با جان بدر آید ناچارچون فرو رفت غم عشق تو با شیر مرا
گر نه زنجیر سر زلف تو باشد یکدمنتوان داشت در این شهر به زنجیر مرا
حلقهٔ زلف تو در خواب نمودند به منجز پریشانی از آن خواب چه تعبیر مرا