غزل شمارهٔ ۶۳
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اییباشد۷ بیت
دل همان به که گرفتار هوائی باشدسر همان به که نثار کف پائی باشد
هجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصالدرد سهلست اگر امید دوائی باشد
دامن یار به دست آر و ره میکده گیرنشناس اینکه به از میکده جائی باشد
هوس خانقهم نیست که بیزارم از آنبوریائی که در او بوی ریائی باشد
صوفی صافی در مذهب ما دانی کیستآن که با بادهٔ صافیش صفائی باشد
پیر میخانهام از خانه برون کرد مگرننگ دارد که در آن کوچه گدائی باشد
چه کند گر نکشد محنت و خواری چو عبیدهر که را دل متعلق به هوائی باشد