گنج

غزل شمارهٔ ۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنرفت۶ بیت
هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفتیکدم خیال روی توام از نظر نرفت
جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشدسر رفت و آرزوی تو از سر بدر نرفت
هرکو قتیل عشق نشد چون به خاک رفتهم بیخبر بیامد و هم بی‌خبر برفت
در کوی عشق بی سر و پائی نشان ندادکو خسته دل نیامد و خونین جگر نرفت
عمرم برفت در طلب عشق و عاقبتکامی نیافت خاطر و کاری بسر نرفت
شوری فتاد از تو در آفاق و کس نماندکو چون عبید در سر این شور و شر نرفت