گنج

غزل شمارهٔ ۲۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: النیست۱۱ بیت
حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیستوز روزگار بهره به جز از ملال نیست
نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهرکین نقش پنج روزه برون از خیال نیست
چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مالبی وصمت تزلزل و عیب و زوال نیست
خوش خاطری که منصب و جاه آرزو نکردخرم دلی که در طلب ملک و مال نیست
از خوان ممسکان مطلب توشهٔ حیاتکان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست
در وضع روزگار نظر کن به چشم عقلاحوال کس مپرس که جای سؤال نیست
چون زلف تابدادهٔ خوبان در این دیارهرجا که سرکشی است به جز پایمال نیست
در موج فتنه‌ای که خلایق فتاده‌اندفریاد رس به جز کرم ذوالجلال نیست
از غم چنان برست دل ما که بعد از ایندر وی به هیچ وجه طرب را مجال نیست
جانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت:«شیراز جای مردم صاحب کمال نیست»
درویشی و غریبی و زحمت ز حد گذشتزین بیش ای عبید مرا احتمال نیست