غزل شمارهٔ ۲۲
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارنیست۷ بیت
جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیستبیشم مجال صبر و سر انتظار نیست
دیوانه این چنین که منم در بلای عشقدل عاقبت نخواهد و عقلم به کار نیست
گر خواندنت مراد و گر راندن آرزوستآن کن که رای تست مرا اختیار نیست
ما را همین بسست که داریم درد عشقمقصود ما ز وصل تو بوس و کنار نیست
ای دل همیشه عاشق و همواره مست باشکان کس که مست عشق نشد هوشیار نیست
با عشق همنشین شو و از عقل برشکنکو را به پیش اهل نظر اعتبار نیست
هر قوم را طریقی و راهی و قبلهایستپیش عبید قبله به جز کوی یار نیست