گنج

غزل شمارهٔ ۱۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اتنیست۷ بیت
ما را ز شوق یار به غیر التفات نیستپروای جان خویش و سر کاینات نیست
از پیش یار اگر نفسی دور می‌شومهر دم که می‌زنم ز حساب حیات نیست
در عاشقی خموشی و در هجر صابریاین خود حکایتیست که در ممکنات نیست
رندی گزین که شیوهٔ ناموس و رنگ و بوغیر از خیال باطل و جز ترهات نیست
بگذار هر چه داری و بگذر که مرد راجز تَرک توشه، توشهٔ راه نجات نیست
از خود طلب که هر چه طلب می‌کنی ز یاردر تنگنای کعبه و در سومنات نیست
دریوزه کردم از لب دلدار بوسه‌ایگفتا برو عبید که وقت زکات نیست