گنج

شمارهٔ ۴۸۰

۱۱ بیت
شد از رنگ زری رو زعفرانیخزان پیما بهار زندگانی
بلندی های مو بینم ز ابروکشیده تیغ بر روی جوانی
کشد در خون مر آن خال نیلیبود مبرم بلای آسمانی
دهد تعلیقه ی خط بناگوشبه دل تحصیل عمر جاودانی
ز لطف خال لب شد نقد بر منگذارد مهر بر لب مهربانی
ز موی بکر مضمون خامه بستنگشاید چهره ی حسن معانی
شنیدم پا به چشم رنجه سازیزعین مهر و سیر جان فشانی
فزون از رشحه های اشک از این عزمکند هر ذره ام رقص روانی
بگو خواب مرا بستی سبب چیستبس است ای مدعی افسانه خوانی
رساند درد هر دم از ته دلسلام جان به یاران زبانی
چو دیوان تو نورس یافت تذهیببه جدول رفت آب زندگانی