گنج

شمارهٔ ۲۹۵

۱۲ بیت
فاش گردد راز عشق از پرده داری بیشترمی دهد سیل این بنا را استواری بیشتر
هر که از آیین انصاف است عاری بیشترچون فلک بر هر مرادش کامکاری بیشتر
می دهد از خواهش قلبی سپهرش اعتبارهر که را در عهد ما ناقص عیاری بیشتر
بیشتر در دیده ی من میل خواری می کشنداز عزیزانی که دارم میل خواری بیشتر
از گران جانی سبک مغزان کم فرصت مرابار بردل می نهند از بردباری بیشتر
دوزخش باشد ز خوی زشت دایم در بغلهر خنک حرفی که دارد جزء ناری بیشتر
بس که شد محو غبار آیینه ی بنش مراغفلتم شد از امور اعتباری بیشتر
سرفرازی چون فلک سرمایه سرگشتگی استچون زمین باشد قرار از خاکساری بیشتر
هر که بی سرمایه گان را دستگری می کندپایه ی جاهش پذیرید پایداری بیشتر
گر چه فرمان قضا را سرکشان گردن نهندحکم تیغ آبدار اوست جاری بیشتر
در حضور شمع از آن پروانه را آرام نیستدل به بزم وصل دارد بی قراری بیشتر
نورس از یاران خون گرمی که دارند التفاتمی کند دلجویی من زخم کاری بیشتر