گنج

شمارهٔ ۲۳۶

۱۰ بیت
چین زلفش چو مشکبار شودبوی گل عطسه ی بهار شود
هر شب از یاد ماه سیماییموج اشکم فلک سوار شود
یک قلم دیده از سواد خطشرشک مجموعه ی بهار شود
آب آیینه را ز مژگانشموج جوهر زبان مار شود
بیند آتش چو سوز گریه ی منشعله مژگان اشکبار شود
از خیال خط و بهار رخشدل چمن دیده لاله زار شود
دیده را از نگاه خونخوارشمژه انگشت زینهار شود
هر نظر در فن دل آزاریچشمش استاد روزگار شود
در رکابش دود پیاده ی دلچون به گلگون می سوار شود
نورس از مکیدن لبکشدلکم مدعا شکار شود