شمارهٔ ۲۳۴
چون به هم قانون الفت ساز مردم می کنندچشم تا بر هم زنند از هم توهم می کنند
دایه را پروردن اطفال منظور است و بسشکوه بی جا مردم از افلاک و انجم می کنند
همچو آن فردی که خود را در حساب آورده خلقخویش را در جمع کردن بیشتر کم می کنند
بر چنین وضعی مرا بی پرده خون باید گریستتا به روی مردمان خندم تبسم می کنند
آدم چندی که من بینم برای نسیم جوسینه مردم چاک از خست چو گندم می کنند
بس که محرومند از کیفیت دانش مدامخلق افلاطون اگر باشد که در خم می کنند
مردم از بی آبرویی در حساب قطره ایهمچون قلزم این تنک طرفان تلاطم می کنند
تا خود آرایان به خود سازند مردم را سوارخویش را مشاطه گی از کوشن دم می کنند
در بها نورس چه خواهد داد کاین بی مایگانبر بساط خود فروشی ها تکلم می کنند