گنج

شمارهٔ ۱۵۳

۱۰ بیت
گوهر بینش ما محو دل آرایی توستچشم طوفانی ما کشتی دریایی توست
جان صاحبنظران واله زیبایی توستچشم دل را مژه از پنجه کبرایی توست
قطره ی بحر در آغوش در این لنگرگاهعکسی از مردمک چشم تماشایی توست
سوره ی نور دل از مصحف حسنت باشدگل خود روی سرشک آیت خودرایی توست
نور عقلی که بود صیقل مرآت وجودسایه ی پنبه ی داغ دل سودایی توست
چون تویی از همه منظور نظر حلقه صفتچشم ما در به در از جلوه ی هر جایی توست
آنچه از نقش دو عالم به نظر می آیدسایه ی ابلقی از افسر دارایی توست
نقش شمشاد قدان بر ورق دیده و دلعکس خوابیده ای از جلوه ی رعنایی توست
در نظر بازی حسن تو سویدای دلمنقطه ی دایره ی خط چلیپایی توست
باده دارد قدح نرگست از شبنم فیضنورسا رنگ سخن از گل مینایی توست