شمارهٔ ۱۴۴
هر عرضهداشتم به تو نقش بهانهایستاز بهر التفات تو آیینهخانهایست
مضمون آن چو بادهٔ ریحانی خط استدر پردهٔ سواد شراب شبانهایست
سربیت خیل ناز تو را پیشخانهاستهر حرف نقطهدار تو را دام و دانهایست
هر سطر آن به راه عتاب تو جاده استهر نکتهاش تبسم لب را بهانهایست
هر همزهاش به تیغ نگاه تو جوهریستتشدید آن به طرهٔ تاز تو شانهایست
شاید چو خامه بر سر تیر آوری مرامکتوب من برای خدنگت نشانهایست
مضمون نامه قصهٔ نورس حدیث شوقاز بهر خواب ناز تو شیرین فسانهایست