شمارهٔ ۶۴
ای گشته صفاتت بجهان آیینه ذاتذات تو بود مهر و صفاتت همه ذرات
چون مشعله خور که شد از ذره فروزانما راست فروزان ز صفت شعشعه ذات
تا رایت عشق تو نگردید نمایاندر رزمگه عقل نشد فتح مهمات
کوس لمن الملک تو ای شاه دمادمکوبند ملایک همه بربام سموات
جز پیش رخت سجده نیاریم که باشدمحراب خم ابروی تو قبله حاجات
زافراد جهان هر که الف وار شده فرددر عرصه تجرید برافراشته رایات
تا لمعه از نور علی یافت نشد، خضربک قطره ز حیوان نشدش یافت بظلمات