گنج

شمارهٔ ۵۰

۸ بیت
زهی سلطان بحر و بر علی بن ابیطالبسریر ملک را سرور علی بن ابیطالب
ولی خالق داور وصی نفس پیغمبرشفیع عرصه محشر علی بن ابیطالب
ید قدرت ز گهواره برون آورد خوش پارهنمود از هم لب اژدر علی بن ابیطالب
شدند آندم همه عاجز زانس و جن از آن معجزبغیر از حیدر صفدر علی بن ابیطالب
ز ظلم چرخ کین پیشه بمظلومان چه اندیشهچه باشد معدلت گستر علی بن ابیطالب
اگر خواهد زند برهم ز دست قدرتش یکدمزمین و چرخ و هفت اختر علی بن ابیطالب
شبی رفتم بمیخانه گرفتم یک دو پیمانهز دست ساقی کوثر علی بن ابیطالب
ز نور عین و لام و یا مرا شد چشم جان بیناچه بنمود آن رخ انور علی بی ابیطالب