گنج

شمارهٔ ۲۲۶

۷ بیت
ای کار گه نقش خیالت بصر منگلچین گلستان جمالت نظر من
سلطان سراپرده تجریدم و باشداز خاک کف پای تو تاجی بسر من
از کثرت امواج حوادث ز چه ترسمپرورده شده دریم وحدت گهر من
جان موسی تن آمد و دل وادی ایمنعشق آتش سوزنده و هستی شجر من
از بارقه عشق تو در مزرعه عقلیکباره فرو سوخت همه خشک وتر من
عشق تو نهالیست کزان در چمن دلشد معرفت ازهار و حقیقت ثمر من
حسن رخ تو گاینه وجه الهیستروشن شد از آن نور علی در نظر من