گنج

شمارهٔ ۲۲۳

۷ بیت
ساقی بیا و میکده را فتح باب کنمینای می برآر و بمجلس شتاب کن
تا زآب دیده سرخ کنم رنگ زرد خویشاز خون دل بساغر چشمم شراب کن
بگشا نقاب زلف ز رخسار مهوشتوز اشک خویش ماه فلک را نقاب کن
صبحست و آخر شب و خور در نقاب مهگر وصل یار میطلبی ترک خواب کن
تا ز آب دیده بر کشی از موج خیز دهرسیلاب دیده سرکن و عالم خراب کن
مردانه وار دل بکن از مهر این عجوزوز عشوه های دمبدمش اجتناب کن
اوراق زهد را بمی انداز دفتریاز گفته های نور علی انتخاب کن