شمارهٔ ۲۱۴
ما مریدان سید خویشیمپادشاهیم اگر چه درویشیم
سالکان مسالک حق راگه بدنبال و گاه در پیشیم
سینه ریشان درد هجران راداروی وصل و مرهم ریشیم
رسته از ریش و سرقلندروارنه چو تو در پی سر و ریشیم
زاهد از بیش و کم چه میجوئیمطلق از قید هر کم و بیشیم
غیر اندیشه سراپایشهرگز از پا و سر نیندیشیم
همچو نور علی بکرسی فقرتاجداران معدلت کیشیم