شمارهٔ ۱۹۶
مطرب گل دمید در نی دمآشنا غوطه ور شد اندریم
ساقی عشق بهر مستان ریختطرح پیمانه از گل آدم
سینه ریش دردمندان راشد نمک زار لعل او مرهم
زنده سازد لب روان بخششصد هزاران چو عیسی مریم
پشت پا می زنند از سر کبرساکنان درش بمسند جم
جز خیال رخ دل آرایشکس نشد در حریم جان محرم
غیر نور علی که او باقیستجاودان کس نماند در عالم