شمارهٔ ۱۸۳
این عکس ساقیست در جام ساطعیا گشته مهری از باده طالع
تا سوزدم جان آمد بجولانآتش عنانی چون برق لامع
زلفت که جمعی کرده پریشانآشفتگان را گردیده جامع
جویای وصلت ترسا و صوفیهم در کلیسا هم در صوامع
بر دیده یار گردیده ما رااز صنع پیدا اسرار صانع
بنموده در دل حل مسائلعشقت که آمد برهان قاطع
نور علی را مرآت خود کنتا بازیابی سر صنایع