گنج

شمارهٔ ۱۸

۷ بیت
دلا ز چنگ برآمد فغان به محفل‌هاکه دل کنید ز می لعل حل مشکل‌ها
کسی که رو به ره کعبه رضا آوردز سیل دیده بشوید غبار منزل‌ها
کجاست بلبل نالان که دوش در گلشنصبا ز چهره گل می‌گشود حایل‌ها
چنان به بحر بلایم غریق لجه غمکه زورقم نرسد بر کنار ساحل‌ها
دلم ز ناله نی چون جرس نیاسودیکه ساربان جفاپیشه بست محمل‌ها
ز کشت عقل بسی را زیاد خرمن بردکه برق عشق درخشید و سوخت خرمن‌ها
درآن زمان که طلوعی نمود نور علیچو آفتاب جهان طالع است محفل‌ها