شمارهٔ ۱۷۹
نقد دل جز بتوبه اخلاصکی شود از غش زمانه خلاص
چهره فتح اگر مبین خواهیپرده بگشای از رخ اخلاص
تا بیابی در حقیقت راشو بدریای معرفت غواص
زاهد آن جامرو که باری نیستعامیان را به بارگاه خواص
نقد ما را عیار کم نشودگر گذارند صد رهش بخلاص
هر شبم تا سحر ببزم فلکزهره خنیاگر است و مه رقاص
دل چو روشن شدم ز نور علیشد ببزم حضور خاص الخاص