گنج

شمارهٔ ۱۵۴

۷ بیت
باز شدم جلوه گر ماه رخت در نظرماه رخت در نظر باز شدم جلوه گر
گشت مرا تاج سرخاک کف پای توخاک کف پای تو گشت مرا تاج سر
کی شودم کام تر بی لب لعلت ز میبی لب لعلت ز می کی شودم کام تر
هست حرام ای پسر بی تو مرا خواب و خوربی تو مرا خواب و خور هست حرام ای پسر
بی تو ز خون جگر چند کنم قوت دلچند کنم قوت دل بی تو ز خون جگر
کرد جهان پر گهر نظم گهر بار مننظم گهر بار من کرد جهان پرگهر
شد ز رخت جلوه گر نور علی در دلمنورعلی در دلم شد ز رخت جلوه گر