شمارهٔ ۱۴۲
دلم شد جلوه گاه آتش طورتجلی حسنه فی معدن النور
کسی کز دار هستی گشت فانیاناالحق میسراید همچو منصور
برآمد در نظر چون عکس دلداردرون پرده جان گشت مستور
اگر چه خانه تن گشت ویرانولیکن بیت قلبی فیه معمور
بیاساقی بده آنجام باقیکه گردد عشق مست و عقل مخمور
بهر سوئیکه گردد دیده ناظرنیامد در نظر غیر تو منظور
مگر نور علی گردیده ظاهرکه بینم عالمیرا مظهر نور