شمارهٔ ۱۳۹
زانسان که بوسه از لب دلبر بود لذیذخوردن شراب ناز ز ساغر بود لذیذ
دشنام تلخ زان لب شیرین لعل فامدر کام جان چو ماده احمر بود لذیذ
معشوق اگر همه قدح زهر میدهدعشاق را بکام چه شکر بود لذیذ
جام طهور در صف رندان پاکبازخوردن ز دست ساقی کوثر بود لذیذ
فردا شراب ناب چو نور علی مرانوشیدن از کف تو بمحشر بود لذیذ