شمارهٔ ۱۱۶
تا می صاف بمیخانه صفا خواهد بودسرما خاک در میکده ها خواهد بود
کی شود جمع پریشانی خاطر ما راتا سر زلف تو بر دست صبا خواهد بود
گر چنین سرو قد یار کند جلوه گریهمه جا جامه جان چاک قبا خواهد بود
میروم از پی آن قافله با ناله و آهتا بگوش دلم آواز درا خواهد بود
مطرب عشق گر اینگونه نوازد دف و چنگعاشقان را همه جا ساز و نوا خواهد بود
تا کشد گنج بقا رخت بویرانه دلخانه تن بسر سیل فنا خواهد بود
گر چنین نور علی جلوه نماید در دلدل تجلی گه انوار خدا خواهد بود