شمارهٔ ۱۰۵
تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شدسینه هم بیکینه گشت و مخزن الله شد
در خرابات مغان هرکس که او با ما نشستخوش طلسم لاشکست و گنج الا الله شد
از تمنای طواف کعبه صاحب دلانهر گدائی بر در میخانه شاهنشاه شد
همچو ما پا برفراز نه فلک خواهد زدنهر کرا دست طمع از این و آن کوتاه شد
بر در دیر مغان آنکس چو من جویای حقکبر و ناز از سر نهاد و بنده درگاه شد
سالک راه خدا شد آنکه رهبر یافتهوانکه خود رأی است در راه خدا گمراه شد
تا که شد نور علی در بزم سید جرعه نوشمحرم اسرار گشت و عارف بالله شد