گنج

شمارهٔ ۱

۷ بیت
ای نام خوشت جوهرِ شمشیرِ زبان‌هاپیوسته از این سلسله زنجیرِ بیان‌ها
روز ازل از بهرِ نثارِ قدمِ تومحزون شده در مخزنِ دل نقدِ روان‌ها
آن دم که نبود از غم و شادی اثری بودجام غم تو ساغرِ مشروبیِ جان‌ها
از راست‌روان تیرِ غمت خواست نشانیخَم گشت از این بارِ گران پشتِ کمان‌ها
با اینکه عیان نیست تو را تیر و کمانیپیکانِ غمت کرده به هر سینه نشان‌ها
گشتم چو الف وار ز اغیار جریدهدیدم الف قد تو بر لوح جنان‌ها
چندان که گشودم نظر ای دوست ندیدمجز نور علی مظهر حسنت به عیان‌ها