شمارهٔ ۹۹۶
ای قامتِ تو قیامتِ منقدِّ تو شکسته قامتِ من
با سروِ روانِ قامتِ توساکن نشود قیامتِ من
مشنو که ز قامتِ تو دیگرممکن شود استقامتِ من
معنیِ بلا بلند بالاستبالای تو و سلامتِمن
هر عمر که بی تو بگذرانمهیهات زهی ندامتِ من
انصاف درین که حیف بودهستجز بر در تو اقامتِ من
هم میبرمش به رغبت ار چهباریست گران ملامتِ من
علّامه شدم به عشق بازیشرمِ علّم و علامت من
شکرانه چه میدهی نزاریاندر عوضِ غرامت من
رسوای جهان شوی تو هم نیززنهار کن از کرامتِ من