گنج

شمارهٔ ۹۹۰

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: ینیمکن۷ بیت
ای دل نمی‌گفتم تورا با عشق خود بینی مکنآنجا که باشد نی‌شکر دعویِ شیرینی مکن
خاصیّتِ یاقوت و زر روشن کند نار و حَجَرپس اعتمادِ دوستی تا یار نگزینی مکن
خود را به سمتِ ظالمی چون باز دادی وایِ‌تورحمت نخواهد کرد پی بیهوده مسکینی مکن
ای آنکه غیبت می‌کنی تشنیع بر ما می‌زنیشرطِ مسلمانی‌ست این هیهات بی‌دینی مکن
در پایِ پیلِ سیرِ ما یکسان بود شاه و گداچون رخ درین ره راست رو رفتارِ فرزینی مکن
ما را نظرگاهی بود پوشیده با ماهی بودزنهار دیگر پیشِ ما وصفِ بتِ چینی مکن
برنه نزاری هان و هان قفل خموشی بر دهانالقصه چون نامحرمان دیگر سخن چینی مکن