گنج

شمارهٔ ۹۵۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ان۹ بیت
مرا طاقت نمی‌باشد جدایی کردن از جانانبه مزدِ جانِ خود بر من ببخشید ای مسلمانان
رفیقان دردمندان را چه غیرت بیش ازین باشدکه خود را می‌کشیم این‌جا و آن‌جا بی‌خبر جانان
که را بودی جوان‌مردی که پیغامی بیاوردیچه می‌گویم سبک روحی محال است از گران‌جانان
در آن سنگین‌دلان باری دریغا گر وفا بودیحسابی بر نمی‌شاید گرفت از سست‌پیمانان
ملامت می‌کنند آن‌را که با صورت نظر داردولیک از عالمِ معنی ندارند آگهی آنان
نزاری هم نخواهد کرد تا جانش بود در تنخلافِ رأی اهلِ دل به معبودِ خردمندان
مگر کوری، گدایی، کودنی، گولی بود ورنهتحاشی کنند از می بزرگان و خداوندان
بزرگی چیست این‌جا خورده‌یی دارم به گستاخیبزرگی آن که خوش دارند یک دم خاطرِ رندان
هوا پُر نَم، زمین خرّم، قدح گردان نزاری‌هامهِ شعبان و برغندان مهِ شعبان و برغندان